تبليغاتX
ツ حامد بهداد ... عصیان گر بازیگری ツ
 سینمای ما - جناب گلمكاني، اينجانب حامد بهداد، ميزان موفقيت و محبوبيتم را در ميان مردم هرگز مديون نقد و يادداشت‌هاي منتقدين نمي‌دانم. مقوله نقد بيش از آنكه مشتريش مردم باشند راهكاري است براي خود ما سينماگران كه اگر نكته‌اي وارد باشد، اشعارمان را در ارائه كار، هرچه ناب‌تر كنيم.

يادداشتي نوشته بوديد از سر بي‌عنايتي بر كارنامه اينجانب. گويا قصد واگذاري مافياي نقد را داريد و فقط به صدور راي مخالفم يا موافقم بسنده فرموده‌ايد. خب نماينده مجلس مي‌شديد استاد. گيرم نظرتان راجع‌به كار بنده همان چند خطي بود كه رفت. آيا معنايش چيزي جزو مهر تاييدي جهت‌دار بر نقدي به‌ظاهر تئوريك بود؟ آن هم با ترفند لفاظي؟ چه كه خود بهتر مي‌دانيد اگر آن نقد محلي از اعراب داشت محتاج تاييديه شما نبود. اينجانب عقيده دارم سينما بدون نقد و منتقد مي‌ميرد -كه البته اين شامل حال نقدي كه به عمد و تاكيد، تاييد فرموديد نمي‌شود- دلايل نقد موردنظر براي اثبات ادعايش ربطي به كار اينجانب ندارد؛ مثلا ماجراي سگ‌سكوت و چيدمان عكس‌هايي خارج از متن كه به صلاحديد شما اتفاق مي‌افتد. اين است كه مي‌گويم جهت‌دار. اگر اينجانب در يك نشست تخصصي، مربوط به تئاتر تجربي، روي ميز مي‌روم چه ربطي به كارنامه سينمايي بنده دارد؟ اگر در آن جلسه دست به حركات نمايش زده‌ام، منظوري مشخص را دنبال كرده‌ام. مضاف بر اينكه مي‌دانم از تئاتر تجربي كمتر مي‌دانيد؛ چرا كه نمايش، از همان جلسه مطبوعاتي شروع شده بود.

نقد مورد تاييدتان به اينجانب بيشتر از منظر طب روانشناسي پرداخته است، كما اين‌كه در اهانت‌نامه بعدي منتقد، درباره سوابق پزشكي و تربيتي بنده اظهار فضل شده. جناب گلمكاني، اگر در روزنامه وطن امروز از اينجانب اشارتي و كنايتي به شما رفت قويا عذر مي‌خواهم. قصدم توهين نبود اما روي سخنم با شما بود، نه با نقد موردتاييدتان. جاي درنگ است كه هر نقدي از هر منتقدي را در مجله خود چاپ كرده و مستدل بخوانيد، كه همين تاييد شما سرآغازي بود براي توهين به خانواده‌ام. مي‌خواهم بدانم نقد ذكر شده، دقيقا به كجاي مقوله بازيگري اشاره مي‌كند. ماجرا اين است كه مجله فيلم آهسته آهسته مي‌رود تنها افتخارش اين باشد كه پس از 30 سال ديرينه‌ترين جريده سينمايي است و بس. مي‌رود تا بافت ذهني و روحي مديران و منتقدان مجله، شبيه مبارزه شعراي كلاسيك عليه ادبيات مدرن شود (كه اين البته چيزي از ارزش‌تان كم نمي‌كند) اما آيا اين بود چشم‌انداز شما؟ اينگونه به‌نظر مي‌رسد به محض اينكه پديده‌اي نو و متفاوت به نگاهتان نمي‌گنجد درصدد حذف آن برمي‌آييد.

نگاهي كه طبق آن، بدترين را بهترين جلوه دهيد و برعكس. نقد مذكور كه حضرتعالي راجع ‌به كار بنده تاييد فرموديد، ايجاد نفرت مي‌كند؛ نه به دليل ارزيابي علمي، كه به دليل خارج بودن از جاده انصاف آن هم از سر بي‌دانشي. از همين ‌روست كه كورسوي تشويق شما باعث آزار مي‌شود. هرچند كه مسعود مهرابي عزيز در كمال آقايي و بزرگواري همين يك مورد را هم برگ قرمزي قلمداد كرد. با اين حال چند خطي لطف كرده بوديد و از اغراق در بازيگري‌ام گفته بوديد. اين، قدر مسلم به ضعف كارگرداني بعضي از فيلم‌ها هم مربوط مي‌شود. پس آن كارگردان كه ذوق مي‌كند و در پايان پلان دستور چاپ بازي مرا مي‌دهد، شرح وظايفش از نگاه زيبايي‌شناسي چيست؟ فيلمسازان و فيلم‌نامه‌نويسان در ابتداي كار صفر را صد جلوه مي‌دهند (كار برعكسي كه حضرتعالي در حق بنده فرموديد. سواي هتك حرمت از خانواده‌ام توسط منتقد موردتاييد) بگذريم، باب تخيل گشوده و تمامي اجزاي اجرا در ذهن پروريده مي‌شود. نقش را باطن و لباسي متصور مي‌شوي اما فيلم‌نامه را كه مي‌خواني ذوقت كور مي‌شود. هزاران ايده و پيشنهاد كه سرصحنه برده‌اي كارگر نمي‌شود، نه به ذهن صحنه و نه كارگردان. چرا كه محمل هيچ پيشنهادي فراهم نيست. والا حق با شماست جناب. اينكه احساس مي‌كنيد در فيلمي بد من با كارم اين جمله را مي‌گويم كه:«ببينيد من چه بازيگر خوبي هستم.» حقيقت دارد. خاصه به اين دليل كه مانند بسياري از بازيگران هم‌نسلم روي خطي صاف و يكنواخت حركت نمي‌كنم. ريسك مي‌كنم. بالطبع امكان خطر و خلاقيت بيشتري وجود دارد. مضحك‌ترين جاي نقد موردتاييدتان آنجا است كه به من مي‌گويد به بازيگر روبرويم (الناز شاكردوست) و احساسات او بي‌توجه بوده‌ام. قابل توجه دوستان پشت صحنه فيلم دل‌خون! و تماشاچيان و سينماگران محترم! من به ايشان بي‌توجه بوده‌ام يا ايشان به من؟ شما را چه مي‌شود جناب گلمكاني كه بر چنين نقدهايي صحه مي‌گذاريد؟ اگر براي فيلم بوتيك، روز سوم، كافه ستاره، آخر بازي و ... نقدي بر كار اينجانب نمي‌نويسيد، چيزي نيست مگر احساس كاذب پدرخواندگي كه در عرصه نقد سينما مي‌كنيد.

نه چنين نيست جناب گلمكاني. شما GOD father نقد اين سينما نيستيد. من از آن دست بازيگراني نيستم كه نديدن شما را ناديده بگيرم. نديدن و نفهميدن و درك نكردن شما، آن هم به عمد، علاوه بر اينكه سابقه‌تان را مخدوش مي‌كند، منجر به نديدن و نفهميدن و درك نشدن يك عمر حضور- شايد اتفاقي – خودتان در نقد سينما خواهد شد. تيشه به ريشه خودتان زده‌ايد اگر قاعده و رويه نقد را گم كرده‌ايد، نه من. مرا بزرگاني چون سمندريان، كيميايي، تقوايي، صدرعاملي، بيضايي، فرمان‌آرا، فرهادي، شهبازي و قبادي‌ها دعوت به همكاري كرده‌اند، چه منجر به همكاري شده چه نشده.(اسامي را مرور فرماييد.) نگذاريد تنها امتياز نوشته‌هايتان آزادي اظهار سليقه باشد كه اين براي شما كم است. يا نقدي مبتني بر دانش روز سينما و بازيگري بنويسيد، يا اگر خود را از نوشتن نقدي معاف مي‌دانيد، صرفا اظهار سليقه كافي نيست.

 اينكه خطاب به شما (فقط شما) با تعصب و جديت مي‌نويسم از اين‌روست كه يك مويتان مي‌ارزد به هزاران تازه كار ناكارآمد چند جلد خوانده. در مورد شبانه‌روز فرموده بوديد هنر كارگردان‌ها اين بوده كه توانسته‌اند دست و پاي مرا بسته يا اينكه چهره‌ام را زير گريم پنهان كنند. اين ديگر چه نقدي است عزيزدل؟ شايد نمي‌دانيد نقشي را كه بازي كرده‌ام مابه‌ازاي واقعي و اجتماعي داشت. راجع‌ به آن نقش تحقيق شده بود. اگر هم نكته‌اي باشد به زبان سينمايي ويژه فيلم و به لول و زاويه دوربين برمي‌گردد. براي من هوشنگ گلمكاني بي‌هيچ نبود. باز هم گلي به گوشه جمال خودتان. عرصه محروم است از جوانان پرصلاحيت. اينكه مي‌فرماييد استعدادكي دارم از سرم هم زياد است.

در آن قحطي حوصله‌تان كه حتي 6 خط مرا قابل نمي‌دانست اميد همين تك كلمه هم نمي‌رفت. منتقدين بي‌سواد هميشه از سينماگران عقب‌تر بوده‌اند، هم در دانش سينما و هم در تجارب آن. براي آنها صرفا وجاهتي كه از سينما كسب مي‌كنند حائز اهميت است، نه خود سينما. قصد ندارم راجع‌ به نقد خوب حرف بزنم كه آدرس اين مهم را از اغلب يادداشت‌هاي خود شما دارم. عمدا بد ديدن و بد خواندن نه حق من بود و نه برازنده شما. نقدي كه تاييد فرموديد نوشته‌اي بود از سر كينه و عاري از غريزه؛ مطالبي در حد تماشا و مطالعه و نه در مقام تجربه و اجراء. ننگ‌آور است براي من كه درصدد توجيه كارم برآيم. به قول جناب مهرابي:«باوقار و بالنده به راهتان ادامه دهيد. همچون گذشته.» من نيز در اين راه از شما تاسي مي‌جويم.

حامد بهداد
3 آبان 1388

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 7:56  توسط مــونا  | 

سینمای ما- حامد بهداد بخشي از جايزه نقدي خود را به نخستين جشنواره فيلم‌هاي كوتاه ايراني‌ در كانادا تقديم كرد. حامد بهداد كه يكي‌ از دوران اين جشنواره است در راستاي حمايت از اين جشنواره و حركت‌هايي‌ اينچنين بخشي از جايزه نقدي جشنواره ابوظبي را به جشنواره فيلم‌هاي كوتاه ايراني‌ به رياست شاهرخ بحرالعلومي تقديم كرد و از زحمات اين جشنواره براي نمايش 115 فيلم كوتاه به صورت رقابتي و ارج نهادن به استعدادهاي جوانان فيلمساز ساكن ايران، قدرداني نمود.
اين جشنواره از 15 تا 22 آبان در تورنتو كانادا برگزار خواهد شد و 115 فيلم كوتاه سينماگران جوان در سينماي امپاير تورنتو روي پرده خواهد رفت و توسط داوران ايراني قضاوت خواهند شد.
اين جشنواره پيشتر قرار بود در مرداد ماه برگزار شود كه به دليل مشكلات كاري 2 نفر از داوران به آبان موكول شد.
اين نخستين جشنواره فيلم كوتاه ايراني‌ در خارج از كشور خواهد بود كه با آثار فيلمسازان سينماي جوان به صورت رقابتي‌ كار خود را آغاز خواهد كرد.
جايزه برتر اين فستيوال به نام «سيف‌الله داد» نام‌گذاري شده است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 7:44  توسط مــونا  | 

حامد بهداد به جمع بازیگران فیلم "لطفا مزاحم نشوید" به کارگردانی محسن عبدالوهاب اضافه شد.

محمد احمدی تهیه‌کننده این فیلم به خبرنگار مهر گفت: تا کنون حضور باران کوثری، سیامک صفری، حامد بهداد و مجید بهرامی در این فیلم قطعی شده است و با برنامه ریزی‌های صورت گرفته نیمه اول آبان‌ماه "لطفا مزاحم نشوید" در تهران کلید می‌خورد.

این فیلم یک طنز اجتماعی است که بر اساس فیلمنامه‌ای از عبدالوهاب ساخته می‌شود. ‌محمد احمدی فیلمبرداری این پروژه را نیز به عهده دارد. عواملی که حضورشان در این فیلم قطعی شده عبارتند از سعید هاشمی مجری طرح، محسن غرایی دستیار اول کارگردان و برنامه‌ریز، امیر اثباتی طراح صحنه، مهرداد میرکیانی طراح گریم و یدالله نجفی صدابردار.

محسن عبدالوهاب که فیلم‌های سینمایی "خون‌بازی"‌، "ننه گیلانه" و "روزگار ما" را به همراه رخشان بنی‌اعتماد کارگردانی کرده است، سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه و کارگردانی را برای "خون بازی" دریافت کرده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 7:23  توسط مــونا  | 

در روزنامه 11 مهر شما مطلبی خواندم از آقای‌جلالی‌فخر که صد البته این مطلب پاسخ مطلب ایشان نیست که نظرشان فقط برای خودشان محترم اما‌چنین رفتارهایی نشانه نگران‌کننده‌ای است که درصورت عدم کنترل در شیوع حرمت‌های فرهنگی که نه، حرمت‌های خانواده‌ای را در جامعه مخدوش می کند و فضا را آلوده‌تر.من هم تقاضا دارم این یادداشت را نه براساس قانون مطبوعات که شامل حال من نمی‌شود بلکه بر مبنای هتک حرمتی که بر خانواده حامد بهداد (پدر و مادرش) رفته چاپ کنید. من بچه مشهدم، رفیق دوران نوجوانی حامد و طبعاً ارتباط نزدیکی با خانواده‌اش داشتم. نمی‌دانم آقای جلالی چقدر این خانواده را می‌شناسد و باز نمی‌دانم اصولاً آقای جلالی پدر شده؟ بچه دارد یا نه؟ اما خوب می‌دانم شنیدن بعضی کلمات و حرف‌های نسنجیده که بیشتر نشان خاله‌بازی دارد تا نگرانی برای جامعه، چقدر برای یک پدر سخت است؛ آن هم پسری که نه‌تنها موجب افتخار خانواده بلکه خیلی جاها موجب فخر وطن و هنر ایران شده است. (به خودم می‌بالیدم وقتی او را روی فرش قرمز کن دیدم). حامد آداب و هنجار جامعه را سال‌ها پیش پذیرفت، به شهادت همه دوستانش در دانشگاه. سال‌هایی سخت، که شاید اگر عشق به دریا نبود پیمودن این کویر نشدنی به نظر می‌رسید. حامد را خوب می‌شناسم. رفتارهایش، حرکت دست و سرش‌ و آن بیان تند و تیزش را، شاید از دور قابل هضم نیست اما حامد خودش است و این حسن بزرگی است. تا آنجا که می‌دانم بزرگ‌ترین صفت حامد آداب معاشرت عمومی‌اش است که هرجا پا می‌گذاشت شمع محفل می‌شد و هنوز هم می‌شود و هنوز هم همه دوستانش از ارتباط با او لذت می‌برند و خواهند برد. آیا برای شما هنرمندی حامد تاکنون جلب توجه نکرده؟ واقعاً نه؟ پس این سیل پیشنهاد کار از جانب بزرگان سینمای ایران از بدسلیقگی آنهاست؟ شما هم اگر کمی نگاه واقع‌بینانه‌ خود را تکان دهید قبول خواهید کرد که این همه نقش‌آفرینی درخشان اتفاق و حادثه نیست. یک شبه هم به دست نمی‌آید، تمرین می‌خواهد و ممارست و حامد این را خوب می‌دانست. از همان روزهایی که کتاب رفیق تنهایی‌اش بود در آن اتاق که سال‌ها پیش هنگام کوچ به پایتخت اجاره کرده بود، از همان روزهایی که با هم از تهران تا کرمان تئاتر خیابانی‌مان را به دوش می‌کشیدیم و شهر به شهر و خیابان به خیابان اجرا می‌کردیم، از همان روزهایی که از ویزور دوربین عکاسی آنالوگش سعی می‌کرد دنیا را در کات‌های مختلف‌تر ببیند، از همان روزهایی که در کارگاه بازیگری استاد سمندریان تلاش می‌کرد برای رسیدن به سرمنزل مقصود، از همان روزهایی که سازش مونس بود و همدمش، از همان روزهایی که سنگ بر شکمش می‌بست اما حاضر به اجرای هر نقش و هر کاری نمی‌شد، از خیلی روزها پیش. «اطرافیان دلسوزی» را که به متلک گفتید، نمی‌دانم چه کسانی هستند اگر منظورت ما هستیم ما هیچ وقت حامد را با براندو، دنیرو یا آل‌پاچینو و... مقایسه نمی‌کنیم. اشتباه شنیده‌اید؛ ما همیشه کارهای حامد را با بازی‌های قبلی‌اش قیاس می‌کنیم و این مرام رفاقت است که پیشرفت رفیق را ببینی و بگویی. آقای بهداد، خانم بهداد! پسر شما بازیگر است و اتفاقاً بازیگر بزرگی.
آقای بهداد، خانم بهداد! پسر شما هنرمند است و این به دست نمی‌آمد اگر فکر و ذکر شما حامد نبود، به دست نمی‌آمد اگر سایه مهر و محبت شما بالای سرش نبود، به دست نمی‌آمد اگر فرهنگ در زندگی شما جاری نبود، به دست نمی‌آمد اگر یاری‌اش نمی‌کردید، به دست نمی‌آمد اگر شما هم راه و هم همراه او نبودید. برای ما پسر شما هنرمند بزرگی است.
دست مریزاد...

واقعا جای تشکر داره ... ممنون از برزو ارجمند به خاطر اینکه حرف دل خیلی ها رو زد .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 6:2  توسط مــونا  | 

عکس از امیرحسین بزرگزادگان

حامد بهداد عنوان بهترين بازيگر جشنواره ابوظبي را نصيب خود كرد.
به گزارش «باني فيلم»، در مراسم اختتاميه اين فستيوال كه شب گذشته برگزار شد يكي از جوايز اصلي جشنواره ابوظبي به بازيگري از سينماي ايران رسيد.
حامد بهداد كه از ابتداي حضورش در عرصه سينما بارها نامزد دريافت جايزه از جشنواره فيلم فجر و جشن خانه سينما شده بود سرانجام موفق شد اولين جايزه بازيگري‌‌‌اش را از يك فستيوال غيرايراني بگيرد. بهداد اين جايزه را به خاطر بازي در فيلم «چه كسي از گربه‌هاي ايراني خبر داره» بدست آورد. اين بازيگر البته شب گذشته در اختتاميه اين مراسم حضور نداشت و به خاطر بازي در فيلم «آدمكش» در تهران بود.
بهمن قبادي كارگردان «چه كسي از گربه‌هاي ايراني خبر داره» نيز شب گذشته يكي از جوايز اصلي اين فستيوال را نصيب خود كرد تا سهم سينماي ايران از جشنواره ابوظبي دو جايزه باشد.
«درباره الي» ديگر فيلم ايراني نيز در بخش خارج از مسابقه اين جشنواره به نمايش درآورد. جشنواره ابوظبي از هشتم اكتبر در پايتخت امارات آغاز شده كه رياست هيأت داوران آن برعهده عباس كيارستمي بوده است.
نیمی از فیلم‌هاي سومين جشنواره MEIFF ابوظبی محصول كشورهاي خاورمیانه و شمال آفریقا بودند و فیلم های انتخاب شده برای شرکت در جشنواره امسال توسط کمیته‌ای از کارشناسان بین‌المللی متشكل از پیتر اسكارليت، انتشال التميمي، رشا سلطي و تيريزا كافيناو كيلين كوين برگزیده شده‌اند. در بخش فيلم‌هاي مستند نیز فيلم ايراني - عراقي «همه مادران من» ساخته ابراهيم سعيدي و زهاوي سنجاوي به نمايش درآمد.
جوايز فيلم‌هاي بلند این جشنواره نیز این گونه اعلام شده بود:
100 هزار دلار برای بهترین فیلم بلند سینمایی، 50 هزار دلار برای بهترین کارگردان، 100 هزار دلار برای بهترین فیلم بلند از خاورمیانه، 50 هزار دلار برای بهترین کارگردان جدید شرق میانه، 25 هزار دلار برای بهترین بازیگر مرد، 25 هزار دلار برای بهترین بازیگر زن.


واقعا خبر خوشحال کننده ای بود

و بالاخره این طلسم شکسته شد ! تبریک به حامد بهداد و بهمن قبادی عزیز و تشکر از عباس کیارستمی .

امیدوارم بازم از این خبرا برسه پشت هم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 5:56  توسط مــونا  | 

سلام

بازم باید عذر خواهی کنم برای تاخیری که داشتم ، متاسفانه خیلی کم وقت میکنم که آپ کنم . البته از امروز سعی میکنم جبران کنم

فکر میکنم تو این مدت بیشترتون مطالب و ( به اصطلاح ) نقدهایی که در مورد حامد بهداد نوشته شده بود رو خوندید و از انواع واکنشها هم نسبت به این مطالب خبر دارید . من امروز فقط یکی از واکنش های جدیدی رو که تو سایت سینمای ما گذاشته شده رو براتون میذارم .


                       
سیامک رحمانی: آقاي گلمكاني عزيز. راستش اين ماجراي جدل همكارمان مصطفي جلالي‌فخر با حامد بهداد بهانه شد، اگرنه، خيلي وقت بود كه مي‌خواستم درباره مجله فيلم، يعني مجله محبوب دوران جواني‌ام خطاب به شما چيزي بنويسم و نمي‌شد. اما حمله تند قلمي آقاي جلالي‌فخر به بهداد كه به تاييد شما هم مزين شده بود، هيجان‌زده‌ام كرد تا كمي حرف‌هايم را بگويم. تنها كمي. به نظرم دوئلي كه اين همكار مطبوعاتي حامد بهداد را به آن دعوت كرده، فارغ از دلايل و نتايج‌اش، يك اتفاق خجسته است. اين‌كه شما دست به قلم برده‌ايد و نقد عجيب و بي‌محاباي آقاي جلالي‌فخر را مهر تاييد زده‌ايد هم، آن را از شكل يك مطلب معمولي خارج و تبديل به سوژه‌اي مهم مي‌كند؛ نقد جسورانه يكي از شاخص‌ترين بازيگران سينماي ايران كه پس از پاسخ احساسي او، به نقد شخصيت و روحيات او منجر مي‌شود و تا جايي پيش مي‌رود كه اين بازيگر سينماي روان نژند و لمپن و اينها لقب مي‌گيرد و همه اينها درحالي است كه نام مجله فخيمه فيلم پشت ماجراست. به‌نظرتان موضوع هيجان‌انگيز نيست. ديگران حق ندارند به وجد بيايند و بخواهند شما را به‌خاطر سياست تازه‌اي كه در پيش گرفته‌ايد تحسين كنند؟!

گفتم اين اتفاقي مهم است به‌خاطر اين‌كه رويه مجله فيلم، در تمام چند دهه‌اي كه منتشر شده، با اين تندروي‌ها ميانه‌اي نداشته. خوانندگان قديمي حتي كمتر به‌خاطر مي‌آورند كه صاحب‌فكران و نويسندگان اين مجله از دايره محافظه‌كاري خارج شوند و به كسي يا جرياني بتازند. اين‌كه امروز حامد بهداد باعث شده تا همكاران مجله و سردبير محترم‌اش محافظه‌كاري را كنار بگذارند و بي‌پروايي به خرج دهند را بايد به فال نيك گرفت.

مثلا همين يادداشتي كه شما بر پيشاني مطلب آقاي جلالي‌فخر نوشته بوديد. اين‌كه گفته‌ايد پيگير بازي‌هاي حامد بهداد بوده‌ايد و برخلاف تعاريفي كه شنيده‌ايد، نكته مثبتي در آن نيافته‌ايد. باور كنيد نوشتن اينها براي ما كه سال‌هاست مطالب شما را مي‌خوانيم شگفت‌انگيز و درعين‌حال سخت دلگرم‌كننده است. كاري به اين نداريم كه بازي‌هاي اين بازيگر جوان، حداقل در فيلم‌هايي چون «بوتيك»، «روز سوم» و«دايره زنگي» چقدر ستايش شده و با همان جرقه‌هايي كه در بازيگري زده چطور مورد تحسين بسياري قرار گرفته. من دارم در مورد شيوه مرضيه‌اي حرف مي‌زنم كه مجله فيلم در تمام اين سال‌ها از آن پيروي مي‌كرده و حالا ناگهان تغييرش داده‌ايد. فوق‌العاده است. نمي‌دانم تا حالا چند نفر به شما گفته‌اند، اما اگر هيچكس هم نگفته باشد خودتان آنقدر باهوش هستيد كه بدانيد محافظه‌كاري و تعارفي كه با سينماي ايران و عواملش داشته‌ايد، جدا از اين‌كه دوام مجله و حاشيه امن شما را تضمين كرده است چقدر در پيشرفت يا پسرفت اين سينما موثر بوده. حمايت‌هاي حيرت‌انگيز و بي‌پايان‌تان از كارگردان‌هايي كه هر سال داشتند پايين‌ و پايين‌تر مي‌رفتند و نگفتن از گل نازك‌تر به«هنرپيشگاني» كه حاصل كارشان را ديده‌ايم و ديده‌ايد. اين‌كه حالا داريد رفتار متفاوتي را در پيش مي‌گيرد، من يكي را كه حسابي سرشوق آورده است. اما باز هم اين مسير را ادامه مي‌دهيد؟ يعني قرار است از اين پس، بزرگ و كوچك را، بي‌هيچ ترحم و هيچ توجهي به مراودات و مناسبات‌تان به زير تازيانه نقد بگيريد؟ يا اين ماجرا به بهداد خلاصه مي‌شود؟ نكند صراحت او و راحت بودن‌اش و كارهاي غيرقابل پيش‌بيني‌اش كه گاه حتي به خودزني مي‌رسد، شما را به اين صرافت انداخته كه چنين معركه‌ هيجان‌انگيزي تدارك ببينيد. اگرنه، همه ما چشم به‌ راهيم كه اين نقدهاي شجاعانه، كه بي‌شك شائبه غرضي هم بر آن وارد نيست، شامل حال همه بشود. همه كارگردانان بزرگي كه فيلم‌هايشان گاه به‌شدت محقر و حسرت‌برانگيز از كار درمي‌آيد و شما كه ريش سفيد مطبوعات سينمايي هستيد، همه چيز را با اغماض و بلندنظري از سر مي‌گذرانيد. دلمان مي‌خواهد اين آغاز راهي باشد كه در آن نقد ديگر بازيگران را هم، از استاد و تازه‌كار بخوانيم. همان‌هايي، كه اغلب با رفتار پرطمطراق‌شان و با احترامي كه در ظاهر براي ديگران قائل مي‌شوند، راه را بر نقد و تحليل منصفانه مي‌بندند.

من يكي، درمورد آنچه كه دوستمان مصطفي جلالي‌فخر از اغراق در بازي بهداد نوشته و از انرژي بيش ازحدي كه در ايفاي نقش صرف مي‌كند گفته، بسيار با ايشان موافقم. اين نكات را خيلي‌ها به حامد بهداد گفته‌اند و او در آينده خواهد ديد كه نشان دادن استعدادش، تنها با بازي‌هاي كنترل شده ممكن خواهد بود. آنجا هم كه همكار سينمايي نويس‌مان سراغ خانواده و زمينه‌هاي تربيتي و شخصيتي بهداد رفته بود، معتقدم بيرون از دايره انصاف و حرفه‌اي‌گري بود كه اين را مي‌توان به بهداد و پاسخ‌اش هم تعميم داد. اما اگر حامد بهداد و رفتار نامتعارف‌اش همين يك نتيجه را داشته باشد كه مجله فيلم، پيله محافظه‌كاري را بشكافد و به‌جاي اين همه سال حركت دست به عصا در فضاي گل و بلبل، كمي از واقعيات كج و معوج سينماي ايران بگويد، خودش سجده دارد. اگر بهداد اين انگيزه را به فيلمي‌ها بدهد كه كمي متفاوت باشند و كمي روابط و بده‌بستان‌هاي خود با عوامل سينما را نديده بگيرند و كمي راست و صريح بنويسند، خودش يك دنياست.

اگر نه، شما هم مي‌دانيد كه شكايت و شكايت‌كشي در اين حيطه شوخي است و آنچه در عالم واقع و زندگي شخصي اتفاق مي‌افتد هم دخلي به حاصل كار هنرمند ندارد. اگر قرار بود اينگونه باشد، براندو با حركتي كه سر صحنه عروسي در فيلم پدرخوانده كرد، با كتك زدن پاپاراتزي فضول پشت ديوار خانه‌اش و با پس‌گردني كه به سوفيا لورن پشت صحنه فيلم كنتسي از هنگ‌كنگ زد، بايد تا حالا به زباله‌داني تاريخ مي‌پيوست كه نپيوسته است. يا مارادونا با همه حواشي زندگي‌اش كه ... بماند. حتي اگر اينها قياس مع‌الفارق باشد.

اينجا، در ميدان كوچك زندگي ما كه پر از ريا و دروغ و مدح و ثنا و لبخندهاي مزورانه است، من يكي، شما را به‌خاطر آنچه به تازگي در پيش گرفته‌ايد ستايش مي‌كنم. البته حامد بهداد را هم؛ به‌خاطر همان متفاوت بودن و خاص بودن، كه با اجازه شما، گمان نمي‌كنم ربطي به لمپنيسم و ديگر تعبيرات آقاي جلالي‌فخر داشته باشد.


منبع : سینمای ما


+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 21:50  توسط مــونا  | 

خبرگزاري فارس: با پيوستن ليلا اوتادي به جمع بازيگران فيلم سينمايي «آدمكش» به كارگرداني رضا كريمي، فيلمبرداري اين فيلم از نيمه گذشت.

.

به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، گروه توليدي اين پروژه هم اكنون در لوكيشني واقع در خيابان ميرداماد تهران ادامه دارد و تا چند روز آينده به فيلمبرداري در اين لوكيشن مشغول هستند.
بهرام رادان، مهتاب كرامتي، حامد بهداد، قطب الدين صادقي و افسانه بايگان بازيگران اصلي «آدمكش» هستند.
اين فيلم مضموني اجتماعي دارد و يك درام روانشناختي است.
حدود دو ماه براي فيلمبرداري پنجمين فيلم سينمايي رضا كريمي، زمان پيش بيني شده است.
رضا كريمي تاكنون فيلم‌هاي سينمايي «عشق + 2»، «هزاران زن مثل من»، «تب» و «انعكاس» و همچنين مجموعه‌هاي تلويزيوني «مرده متحرك»، «شبي از شب‌ها» و «فاكتور هشت» را مقابل دوربين برده است.
از عوامل اصلي اين فيلم مي توان به محمود كلاري(مديرفيلمبرداري)، آزيتا موگويي(مجري طرح و مديرتوليد)، ژيلا مهرجويي(طراح صحنه و لباس)، بهروز معاونيان(صدابردار)، عاطفه رضوي(طراح چهره پردازي)، محمد موفق(دستيار اول كارگردان)، احسان سجادي(برنامه ريز)، محمد يميني(مدير تداركات) و مجيد كريمي(جانشين توليد) اشاره كرد.

ممنون از نیلوفر  

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 15:14  توسط مــونا  | 

لینک دانلود پشت صحنه اولین پلان حامد بهداد در فیلم " آدمکش " : ( پیشنهاد میکنم ببینید )

دانلود اولین پلان بهداد در آدمکش

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 13:19  توسط مــونا  | 

سلام

اول یه عذر خواهی برای وقفه ای که بین آپ کردنم افتاد که یکی از دلایلش اختلال تو سیستم بلاگفا بود.

خلاصه که ببخشید


صدرعاملي نام فيلم جديدش را به «يك خاطره بگو حواسمو پرت كن» تغيير داد

 

رسول صدرعاملي نام فيلم جديدش «زندگي با چشمان بسته» را به «يك خاطره بگو حواسمو پرت كن» تغيير داد.

به گزارش خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، تا اواخر هفته تدوين نهايي اين فيلم توسط هايده صفي‌ياري به پايان مي‌رسد و از آغاز هفته‌ي آينده كار صداگذاري توسط محمدرضا دلپاك آغاز خواهد شد.

«يك خاطره بگو حواسمو پرت كن» در ادامه فيلم‌هاي قبلي اين كارگردان «ديشب باباتو ديدم آيدا»، «دختري با كفشهاي كتاني»، «من ترانه پانزده سال دارم» اما اين‌بار داستان آن درباره‌ي يك دختر و پسر جوان و ارتباط آن‌ها با والدينشان است.

به گزارش ايسنا، در اين فيلم ترانه عليدوستي، حامد بهداد، فرهاد آئيش، پريوش نظريه، فرهاد قائميان، پولاد كيميايي به ايفاي نقش مي‌پردازند و عاطفه رضوي، الهام پاوه‌نژاد، انديشه فولادوند، آناهيتا افشار، علي مرداني، گلاره شهبازيان، مهدي اسلام‌پور حضور دارند.

بنا بر اين گزارش، همچنين رسول صدرعاملي طي روزهاي آينده براي شركت و نمايش فيلم «هرشب تنهايي» در بخش رقابتي جشنواره‌ي فيلم «باكو» عازم آذربايجان مي‌شود.

فيلم «هرشب تنهايي» روايت «عطيه» نويسنده و مجري يك برنامه خانوادگي راديوست. او هر روز به سوالات شنوندگان اين برنامه پاسخ مي‌دهد و به آن‌ها توصيه مي‌كند با همسرشان چگونه باشند تا زندگي زناشويي بهتري داشته باشند، عطيه به شهر مقدس مشهد آمده است، اما او درگير مناسبات خود و همسرش است و مشكلي دارد كه حل نشدني است و ...

به گزارش ايسنا، در اين فيلم، ليلا حاتمي، حامد بهداد، مرجان قره‌جه، محسن كريمي، علي بكائيان و تعدادي از بازيگران تئاتر مشهد به ايفاي نقش مي‌پردازند

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 13:5  توسط مــونا  | 

آثار برگزیده 12 دوره جشن بزرگ سینمای ایران روزهای 23 و 24 شهریورماه در سینماهای تهران و شهرستان‌ها همزمان به صورت رایگان به نمایش درمی‌آید.

به گزارش خبرگزاری مهر، آثار برگزیده 12 جشن خانه سینما روزهای 23 و 24 شهریورماه در پردیس‌های سینمایی آزادی، زندگی، ملت و رازی، سالن‌های اریکه ایرانیان و سپیده و شهرستان‌های ارومیه، تبریز، شیراز، رشت، اهواز و گلستان روی پرده می‌روند.

پردیس سینمایی آزادی: دوشنبه 23 شهریور ساعت 21 "قطعه ناتمام" مازیار میری، 21:30 مستندهای "قصه شب"، "چشم هزار چشمه"، "بوم‌های سنگی"، 23 "شب‌های روشن" فرزاد موتمن و 23:30 "مرد عوضی" محمدرضا هنرمند. سه‌شنبه 24 شهریور ساعت 21 "سربازهای جمعه" مسعود کیمیایی، 21:30 "دیوار" محمدعلی طالبی، 23 "اتوبوس شب" کیومرث پوراحمد و 23:30 "روز سوم" محمدحسین لطیفی.

پردیس‌های سینمایی ملت و رازی: دوشنبه 23 شهریور ساعت 21 "عصر جمعه" مونا زندی حقیقی، 21:30 "مصائب شیرین" علیرضا داودنژاد، 23 "بودن یا نبودن" کیانوش عیاری، 23:30 "قاعده بازی" احمدرضا معتمدی، سه‌شنبه 24 شهریور ساعت 21 "کودک و سرباز" رضا میرکریمی، 21:30 "شوکران" بهروز افخمی، 23 "کاغذ بی‌خط" ناصر تقوایی و 23:30 "این زن حرف نمی‌زند" احمد امینی.

پردیس سینمایی زندگی: دوشنبه 23 شهریور ساعت 21 "کافه ستاره" سامان مقدم، 21:30 "کاغذ بی‌خط" ناصر تقوایی و 23 "سگ‌کشی" بهرام بیضایی، 23:30 "آژانس شیشه‌ای" ابراهیم حاتمی‌کیا. سه‌شنبه 24 شهریور ساعت 21 "زندان زنان" منیژه حکمت، 21:30 "خانه‌ای روی آب" بهمن فرمان‌آرا، 23 "عروس آتش" خسرو سینایی و 23:30 "معجزه خنده" یدالله صمدی.

اریکه ایرانیان: دوشنبه 23 شهریور ساعت 21 "آواز قو" سعید اسدی، 21:30 "کافه ترانزیت" کامبوزیا پرتوی، ساعت 23 "لاک‌پشت‌ها هم پرواز می‌کنند" بهمن قبادی، 23:30 "نفس عمیق" پرویز شهبازی. سه‌شنبه 24 شهریور ساعت 21 "ما همه خوبیم" بیژن میرباقری، 21:30 "زیر پوست شهر" رخشان بنی‌اعتماد، 23 "تقاطع" ابوالحسن داودی و 23:30 "فرزند خاک" محمدعلی آهنگر.

سینما سپیده: دوشنبه 23 شهریور ساعت 21 "لیلا" داریوش مهرجویی، 21:30 "همنفس" مهدی فخیم‌زاده، 23 "جنایت" محمدعلی سجادی، 23:30 "شب یلدا" کیومرث پوراحمد. سه‌شنبه 24 شهریور ساعت 21 "باد در علفزار می‌پیچد" خسرو معصومی، 21:30 مستندهای "بانوی گل سرخ"، "پشت فرمان زندگی" و "مجسمه‌های مرگ"، 23 "قدمگاه" محمدمهدی عسگرپور و 23:30 "شهر زیبا" اصغر فرهادی.

روزهای 23 و24 شهریور در ارومیه سینما ایران "اتوبوس شب"، "جهان پهلوان تختی"، "قرمز" فریدون جیرانی، در تبریز سینما 29 بهمن "ارتفاع پست" ابراهیم حاتمی‌کیا، "پاداش سکوت" مازیار میری، "عینک دودی" محمدحسین لطیفی و شیراز سینما قیام "رقص در غبار" اصغر فرهادی، "دو زن" تهمینه میلانی و "بیدار شو آرزو" کیانوش عیاری به نمایش درمی‌آید.

از دیگر سینماهای نمایش‌دهنده شهرستان‌ها می‌توان به رشت مستندهای "طرقه"، "دریاچه ارومیه دیروز، فردا"، "افسون"، "مدرسه در دست بچه‌ها"، "شمارش معکوس"، "گفتگو در مه"، "سیانوزه"، "خاطرات انقلاب"، اهواز (بهمن) "خیلی دور، خیلی نزدیک" رضا میرکریمی، "مهمان مامان" داریوش مهرجویی، "گیلانه" رخشان بنی‌اعتماد، گلستان (عصر جدید) "امتحان" ناصر رفایی، "اسکادران عشق" سعید حاجی‌میری و "باغ فردوس 5 بعد از ظهر" سیامک شایقی اشاره کرد

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 20:44  توسط مــونا  | 

30 درصد از فیلمبرداری فیلم سینمایی "آدمکش" به کارگردانی رضا کریمی در تهران به پایان رسید.

به گزارش خبرنگار مهر، فیلمبرداری این فیلم با بازی بهرام رادان، مهتاب کرامتی، حامد بهداد، قطب‌الدین صادقی و افسانه بایگان در لوکیشنی واقع در برج نگار ادامه دارد. کرامتی که پارسال جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل زن را از جشنواره فجر دریافت کرد، در این فیلم نقشی کاملا متفاوت بازی می‌کند.

مهتاب کرامتی در نمایی از فیلم " آدمکش "

"آدمکش" به تهیه کنندگی محمد پوستی ساخته می‌شود و مضمونی اجتماعی دارد و یک درام روانشناختی است. حدود دوماه برای فیلمبرداری پنجمین فیلم سینمایی رضا کریمی، زمان پیش بینی شده است. سایت اینترنتی فیلم "آدمکش"هم به نشانی www.adamkosh-film.com  قابل مشاهده است.

 از عوامل تولید این فیلم می توان به محمد هادی کریمی نویسنده فیلمنامه، محمود کلاری مدیر فیلمبرداری، آزیتا موگویی مجری طرح و مدیرتولید، ژیلا مهرجویی طراح صحنه و لباس، بهروز معاونیان صدابردار، عاطفه رضوی طراح چهره پردازی و عکاس امیر عابدی اشاره کرد.

رضا کریمی فیلم‌های سینمایی "عشق + 2"، "هزاران زن مثل من"، "تب" و "انعکاس" و  مجموعه‌های تلویزیونی "مرده متحرک"، "شبی از شب‌ها" و "فاکتور هشت" را کارگردانی کرده است. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 20:6  توسط مــونا  | 

فيلم سينمايي «دلخون» به كارگرداني «محمد‌رضا رحماني» از مرز 300 ميلوين تومان عبور كرد.تهيه كننده فيلم سينمايي «دلخون»با اعلام اين مطلب اظهار داشت: فروش «دلخون» در تهران از مرز ٢٠٠ ميليون و در شهرستان‌ها از ١٥٠ ميليون تومان گذر كرده است و با توجه به تمديد طرح اكران «افطار تا سحر» پيش‌بيني مي‌كنم تا حدود ٥٠٠ ميليون تومان برسيم كه مطابق با پيش بيني هاي ما است.
مسعود اطيابي افزود: البته با توجه به استقبالي كه خانوداده ها از فيلم به عمل آمرده اند اگر «دلخون» در فصل پائيز و زماني كه دانشگاه‌ها باز شده‌اند اكران مي شد قطعا به رمز يك ميليارد تومان مي رسيد اما با اين وجود استقبال از فيلم بسيار خوب بوده است.
به گزارش فارس، «دلخون» داستان مردي است كه همسرش را به قتل رسانده و منتظر اجراي حكم اعدام است، اما با ورود وكيل تسخيري و پيشنهاد غافلگيركننده‌اش، مسير داستان عوض مي‌شود.
الناز شاكردوست، حامد بهداد، پوريا پورسرخ، هوشنگ توكلي، حبيب دهقان‌‌نسب، هنگامه حميدزاده و حشمت آرميده از جمله بازيگران اين فيلم هستند و فيلمنامه آن نيز نوشته مشترك كارگردان با «عليرضا محمودي‌ايران‌مهر» است. ازعوامل ديگر اين فيلم مي‌توان به حسن كريمي مدير فيلمبرداري و مجيد ليلاجي طراح صحنه و لباس اشاره كرد.
فيلم «دلخون» محصول موسسه توسعه سينمايي سوره حوزه هنري است و سال گذشته جايزه بهترين فيلم بخش مسابقه فيلم‌هاي اول و دوم جشنواره فيلم فجر را از آن خود كرد.


منبع : فارس
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 2:16  توسط مــونا  | 

خبرگزاري فارس: «بابك برزويه» عكاس سينماي ايران از انتشار كتاب عكس‌هاي‌ فيلم «محاكمه‌درخيابان» هم‌زمان با اكران اين فيلم خبر داد.


«بابك برزويه» عكاس سينماوتلويزيون در گفت‌وگو با فارس اظهار داشت: اين كتاب كه حاوي عكس‌هاي صحنه و پشت صحنه فيلم است در قطع رحلي،‌ در 186 صفحه و با كاغذ گلاسه منتشر خواهد شد.
وي افزود: «نشر ثالث» قرار است همزمان با آغاز نمايش عمومي اين فيلم، كتاب «عكس‌هاي محاكمه در خيابان» را منتشر كند.
برزويه گفت: «مسعود كيميايي» بر اين كتاب-عكس حاوي 80 عكس صحنه و 70 عكس پشت صحنه، مقدمه نوشته است.
به گزارش فارس، هم‌زمان با آغاز نمايش فيلم سينمايي «محاكمه در خيابان» ساخته «مسعود كيميايي» در گروه سينمايي استقلال (بعد از پايان نمايش فيلم «بي‌پولي») -احتمالا اواسط آبان‌ماه- مراسم رونمايي از اين كتاب‌عكس با حضور عوامل و بازيگران فيلم در نشرثالث برپا خواهد شد.
در «محاكمه در خيابان»، پولاد كيميايي، حميد‌رضا افشار، حامد بهداد و شبنم درويش بازيگران فيلم هستند و در دو داستان ديگر، محمد‌رضا فروتن، نيكي كريمي، شقايق فراهاني، نگار فروزنده، محمد مؤيد، اكبر معززي و علي‌اصغر طبسي بازي مي‌كنند
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 2:48  توسط مــونا  | 


فيلم سينمايي "دلخون" ساخته محمدرضا رحماني شنبه 14شهريورماه در فرهنگسراي سرو (بانو) با حضور عوامل فيلم بعد از نمايش، مورد نقد و بررسي قرار مي‌گيرد.
به گزارش خبرنگار سرويس فرهنگي هنري برنا، واحد هنري فرهنگسراي سرو در ادامه برنامه‌هاي نقد و بررسي فيلم، اقدام به برگزاري اكران و نقد و بررسي فيلم "دلخون" با حضور كارگردان و عوامل فيلم مي‌نمايد.
در اين جلسه نقد و بررسي محمدرضا رحماني(كارگردان)، مسعود اطيابي(تهيه‌كننده)، عليرضا محمودي ايرانمهر(نويسنده) ، جواد طوسي (منتقد)، حامد بهداد و الناز شاكر دوست(بازيگران) حضور دارند.
"دلخون" داستان مردي است که همسرش را به قتل رسانده و منتظر اجراي حکم اعدام است، اما با ورود وکيل تسخيري و پيشنهاد غافلگيرکننده او مسير داستان شکلي ديگر پيدا مي‌کند و بازيگراني چون: پوريا پورسرخ، هوشنگ توکلي، حبيب دهقان‌نسب، هنگامه حميدزاده و حشمت آرميده نقش‌آفريني كرده‌اند.

اين فيلم سينمايي سال گذشته در جشنواره فجر جايزه بهترين فيلم بخش مسابقه فيلم هاي اول و دوم و ديپلم افتخار براي بهترين بازيگر مرد را از آن خود کرد. علاقه‌مندان جهت شركت در اين برنامه، مي‌توانند 14 شهريورماه ساعت 17 به تالار سرو واقع در خيابان ولي عصر(عج) ، ضلع شمالي بوستان ساعي ، كوي ساعي ، فرهنگ سراي سرو مراجعه نمايند.

ممنون از آیدا

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 18:12  توسط مــونا  | 


فیلم‌های سینمایی "هر شب تنهایی" و "شب" به کارگردانی رسول صدرعاملی پیش از جشنواره بیست و هشتم فیلم فجر روی پرده می‌رود.

به گزارش خبرنگار مهر، فیلم سینمایی "شب" که در جشنواره بیست و ششم فیلم فجر روی پرده رفت، داستان متهم سالخورده‌ای است که باید یک شب را در مشهد مقدس بگذراند، عزت‌الله انتظامی، امین حیایی و خسرو شکیبایی در این فیلم بازی کرده‌اند. "شب" امسال و در ایام محرم در سینماها اکران عمومی می‌شود.

"هر شب تنهایی" با بازی لیلا حاتمی و حامد بهداد پارسال در بخش خارج از مسابقه جشنواره بیست و هفتم روی پرده رفت. این فیلم داستان زنی است که با همسرش به مشهد مقدس سفر می‌کند و به دنبال رفع مشکلاتش است. برنامه‌ریزی برای اکران این فیلم انجام شده و "هر شب تنهایی" پیش از جشنواره بیست و هشتم فیلم فجر روی پرده می‌رود.

رسول صدرعاملی فیلم‌های سینمایی "دیشب باباتو دیدم آیدا"، "من ترانه 15 سال دارم"، "پائیزان"، "دختری با کفش‌های کتانی" را کارگردانی کرده است

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 18:2  توسط مــونا  |